تبليغاتX
دست نوشته های مجتبی سلگی

دسته بندي موضوعات

لحظه پروانگی - راه تا ماه


نوشته: مجتبی سلگی در: جمعه سوم تیر 1390 |

سادگی‌هایم کجاست؟

    پا به پای کودکی هایم بیا / کفش هایت را به پا کن تا به تا / قاه قاه خنده ات را ساز کن / باز هم با خنده ات اعجاز کن / پا بکوب و لج کن و راضی نشو  / با کسی جز عشق همبازی نشو / بچه های کوچه را هم کن خبر / عاقلی را یک شب از یادت ببر / خاله بازی کن به رسم کودکی / با همان چادر نماز پولکی / طعم چای و قوری گلدارمان / لحظه های ناب بی تکرارمان


مادری از جنس باران داشتیم / در کنارش خواب آسان داشتیم / یا پدر اسطوره دنیای ما / قهرمان باور زیبای ما / قصه های هر شب مادربزرگ / ماجرای بزبز قندی و گرگ / غصه هرگز فرصت جولان نداشت / خنده های کودکی پایان نداشت / هر کسی  رنگ خودش بی شیله بود / ثروت هر بچه قدری تیله بود / ای شریک نان و گردو و پنیر  !

همکلاسی ! باز دستم را بگیر / مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست / آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟ / حال ما را از کسی پرسیده ای ؟ / مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟ / حسرت پرواز داری در قفس؟ / می کشی مشکل در این دنیا نفس؟ / سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ / رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ / آسمان باورت مهتابی است ؟ / هرکجایی شعر باران را بخوان / ساده باش و باز هم کودک بمان / باز باران با ترانه ، گریه کن ! / کودکی تو ، کودکانه گریه کن! / ای رفیق روز های گرم و سرد / سادگی هایم به سویم باز گرد!

نوشته: مجتبی سلگی در: جمعه سوم تیر 1390 |

خسته ام

از زندگي از اين همه تکرار خسته ام
از هاي و هوي کوچه و بازار خسته ام
دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوي خانه ، تن خسته مي کشم
آوخ ... کزين حصار دل آزار خسته ام
بيزارم از خموشي تقويم روي ميز
وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام
از او که گفت يار تو هستم ولي نبود
از خود که بي شکيبم و بي يار خسته ام
تنها و دل گرفته و بيزار و بي اميد
از حال من مپرس که بسيار خسته ام

نوشته: مجتبی سلگی در: یکشنبه پنجم دی 1389 |

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


نوشته: مجتبی سلگی در: پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 |

محرم

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است


نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

نوشته: مجتبی سلگی در: چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 |

لیست و نام بانک های موجود در کشور

 

به ادامه مطلب بروید

ادامه اين مطلب را بخوانيد...


نوشته: مجتبی سلگی در: یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 |

روز قدس روز حیات اسلام

روز قدس روز حیات اسلام

جملاتی از مقام معظم رهبری درباره روز قدس :

در روز قدس باید فریاد مرگ با امریكا، اسرائیل و ارتجاع فضاى سراسر كشورهاى اسلامى را پر كند.

روز قدس باید روز آمادگى براى آزادسازى قدس باشد.

روز قدس را گرامى بدارید و آن را بزرگ بشمارید.

روز قدس روز آرمانها و اهداف مقدس و اسلامى این امت است.

روز قدس یكى از مهمترین روزها در جهان اسلام است.

شركت فعالانه مسلمانان در مراسم روز جهانى قدس سبب قدرت و قوت مبارزین فلسطین خواهد شد.

ملت بزرگ ما در روز قدس با حضور یكپارچه فریاد رساى خود را در حمایت از ملت فلسطین به گوش جهانیان مى‏رساند.

ملت مسلمان ایران با شركت در راهپیمایى روز جهانى قدس این روز عزیز را زنده نگه دارند.



نوشته: مجتبی سلگی در: پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 |

درباره ما


يک نفر اين جا هست / که سوالي دارد ... / چه کسي پاسخ گوست؟ / چه کسي هست که روشن کند اين ذهن مرا / و بگويد که چرا؟ / کوله پشتي هامان پر از حرف قشنگ / حرف ها رنگ به رنگ / و صد افسوس که هنگام عمل / مشت هامان خالي است / از همين روست که هنگام شعار / هرچه مشت است گره خورده و بسته ست / چشم ها هم خسته ست / چه کسي پاسخ گوست؟ / ما چه کرديم به جز چند شعار و شب شعر؟ / خوردن کيک و سن ايچ / يک تجمع سر پيچ / و تحصن و همايش / و آخر هم هيچ.... / چشم وا کن و ببين ! / دور فکر من و تو / حلقه هاي کپک است / دست هامان همگي بي نمک است . / همتي بايد کرد / تا که آدم بشويم / دست برداريم ز شعر و زشعار / ز قيافه ز اِفه / همتي بايد کرد / مطئن باش که حل مي شود اين معضل عدل / اگر آدم بشويم / مطمئن باش که آن پيرزن کور و فقير / آن پسر بچه ي تنها و يتيم / فقر را مي فهمند / عدل را مي دانند / قصه ي ما را هم / از همين روست به ما مي خندند / من و تو آمده ايم / تا که انسان بشويم / تا که بگشاييم بند ها از پي هم / عدل يعني ز تعلق ز منيت همگي وا بشويم / عدل يعني پر پرواز پرستو بشويم / عدل يعني من و تو ما بشويم / عدل يعني که نقاب از رخ خود بر بکشيم / عدل يعني که بخواهيم که آدم بشويم .... /

(مجتبی سلگی)
لحظه پروانگی - راه تا ماه
09198070987
Solgi63@Gmail.com
http://www.solgi.ir
www.idealiranian.ir

آمار و امكانات

اضافه كردن به علاقمندي ها
خانگي سازي
ذخيره صفحه

لحظه  پروانگی - راه
تا ماه

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:





Powered by WebGozar


کلکسیون کدهای جاوا